سيره رسول خدا(صلى الله عليه وآله)
در ميان حضرات معصومين(عليهم السلام) بيشترين روايات پيرامون اعتكاف از حضرت رسول(صلى الله عليه وآله) وارد شده است. اين احاديث هم در منابع شيعه آمده، و هم اهل سنّت آنها را در كتب مختلف خود نقل كرده اند. به گوشه اى از اين روايات توجّه كنيد:
1ـ ابوهريره مى گويد:
«كان رسول الله(صلى الله عليه وآله) يعتكف فى كل رمضان عشرة ايام فلما كان العام الذى قبض فيه اعتكف عشرين يوماً; سيره پيامبر اين بود كه در هر ماه رمضانى ده روز معتكف مى شد، و در آخرين ماه رمضان عمر شريفش بيست روز در حال اعتكاف بود».(1)
از روايت فوق استفاده مى شود كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) پس از تشريع اعتكاف، همه ساله تا آخر عمر مباركش حدّاقل ده روز در ماه مبارك معتكف مى شد.
2ـ ابى بن كعب مى گويد:
«ان رسول الله(صلى الله عليه وآله) كان يعتكف العشر الاواخر من رمضان فسافر عاماً فلم يعتكف، فلما كان من قابل اعتكف عشرين يوماً; روش پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) اين بود كه در دهه آخر ماه مبارك رمضان اعتكاف مى بست، يكسال به خاطر مقارن شدن مسافرت با ايّام اعتكاف موفق به اعتكاف نشده و لذا سال بعد بيست روز معتكف شد».(2)
از اين روايت، علاوه بر آنچه در روايات بالا گفته شد، استفاده مى شود كه آن حضرت دهه آخر ماه مبارك رمضان را براى اعتكاف انتخاب مى كرد و اگر به علّتى در يكسال موفّق بر اعتكاف نمى شد سال بعد قضاى آن را به جا مى آورد.
3ـ مالك مى گويد:
«كان رسول الله(صلى الله عليه وآله) اذا كان مقيماً اعتكف العشر الاواخر، و اذا سافر اعتكف العام المقبل عشرين عاماً».(3)
4ـ عايشه همسر پيامبر مى گويد:
«ان النبى(صلى الله عليه وآله) كان يعتكف العشر الاواخر من رمضان حتى توفاه الله عزوجل; پيامبر(صلى الله عليه وآله) همواره در دهه آخر ماه رمضان معتكف مى شد تا جان به جان آفرين تسليم كرد و به ملاقات خدا شتافت».(4)
5ـ زهرى مى گويد:
«عجباً للناس تركوا الاعتكاف، و قد كان رسول الله(صلى الله عليه وآله)يفعل الشى و يتركه و لم يترك الاعتكاف منذ دخل المدينة الى ان مات; تعجّب است كه چرا مردم اعتكاف را رها كرده اند؟ در حالى كه پيامبر اسلام گاه مستحبات را بجا مى آورد و گاه آن را ترك مى كرد. امّا از هنگام هجرت به مدينه هرگز آن را ترك نكرد تا وفات كرد».(5)
اين روايت علاوه بر بيان اعتكاف سيزده ساله پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) نشان مى دهد كه آغاز سنّت اعتكاف ابتداى ورود رسول خدا به شهر مدينه بوده است.
________________________________________
1 . السنن الكبرى، ج 4، ص 314 .
2 . السنن الكبرى، ج4، ص314.
3 . همان مدرك. شبيه اين روايت در كنزالعمّال، ح 18091 نيز آمده است.
4 . السنن الكبرى، ج 4، ص 315 .
5 . بدايع الصنايع، به نقل از الفقه المقارن، كتاب الصوم، ج 1، ص 82 .

اعتكاف امام حسن(عليه السلام)
ميمون بن مهران چنين نقل مى كند:
«كُنْتُ جالِساً عِنْدَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ(عليهما السلام) فَأَتاهُ رَجُلٌ، فَقالَ لَهُ: يَابْنَ رَسُولِ اللهِ(صلى الله عليه وآله) اِنَّ فُلاناً لَهُ عَلَىَّ مالٌ وَ يُريدُ اَنْ يَحْبِسَنى، فَقالَ: وَاللهِ ما عِنْدى مالٌ فَأَقْضِىَ عَنْكَ، قالَ: فَكَلِّمْهُ، قالَ: فَلَبِسَ(عليه السلام)نَعْلَهُ، فَقُلْتُ لَهُ: يَابْنَ رَسُولِ اللهِ(صلى الله عليه وآله)اَنَسيتَ اعْتِكافَكَ؟ فَقالَ لي: لَمْ اَنْسَ، وَ لكِنّى سَمِعْتُ اَبى(عليه السلام)يُحَدِّثُ عَنْ جَدّى رَسُولِ اللهِ(صلى الله عليه وآله) اِنَّهُ قالَ: مَنْ سَعى فى حاجَةِ اَخيهِ الْمُسْلِمِ فَكَاَنَّما عَبَدَاللهَ عَزَّ وَ جَلَّ تِسْعَةَ آلافِ سَنَة، صائماً نَهارَهُ، قائماً لَيْلَهُ; در خدمت امام حسن مجتبى(عليه السلام) نشسته بودم كه مردى به حضور حضرت رسيد و عرض كرد: اى فرزند رسول خدا! فلان كس طلبى از من دارد كه مى خواهد بخاطر آن مرا زندانى كند، كمكم كن. حضرت فرمود: به خدا قسم پولى كه بتوانم با آن بدهى تو را بپردازم در اختيار ندارم. عرض كرد: پس با او صحبت كنيد، (تا مهلت دهد و مرا زندانى نكند) حضرت كفشهاى خود را پوشيد كه همراه او برود. عرض كردم: اى فرزند رسول خدا! آيا فراموش كرده اى كه در حال اعتكاف هستى؟ فرمود: فراموش نكرده ام، لكن از پدرم شنيدم كه از جدم رسول خدا نقل كرد كه آن حضرت فرمودند: هر كس در راه برآورده شدن حاجت برادر دينى اش تلاش كند گويا نُه هزار سال خداوند را عبادت كرده است، در حالى كه روزه ها روزه بوده و شبها به نماز ايستاده است».(1)
از اين حديث پرمعنا دو نكته مهم استفاده مى شود:
نخست اينكه اعتكاف امام حسن(عليه السلام)، البتّه طبق روايت ابن عبّاس، در مسجدالحرام بوده است.
ديگر، اهميّت فوق العاده كمك به برادران و خواهران دينى در رفع حوائج و مشكلاتشان، كه اين مطلب در روايات اسلامى بطور گسترده مطرح شده است.(2)
از خداوند متعال مى خواهيم كه توفيق اين عبادت بزرگ را به همه ما عنايت فرمايد.

________________________________________
1 . ميزان الحكمه، واژه اعتكاف، باب 2829، ح 13629 ; وسائل الشيعه، ج 7، ص 409. شبيه اين روايت به نقل از ابن عباس در سفينة البحار مادّه «حوج»، و مستدرك الوسائل، ج 7، ص 565 نيز نقل شده است.

اعتكاف امام حسين(عليه السلام)
صفوان جمّال مى گويد: خدمت امام صادق(عليه السلام) نشسته بودم كه مردى از اهل مكّه به نام ميمون به محضر حضرت شرفياب شد و از مشكل پرداخت مال الاجاره شكايت كرد. حضرت به من فرمود: برخيز و به برادر دينى ات كمك كن تا مشكلش حل شود. برخواستم و همراه او رفتم، و خداوند كمك كرد و مشكلش حل شد. به خدمت حضرت بازگشتم. امام فرمود: براى حلّ مشكل برادر مسلمانت چه كردى؟ عرض كردم: پدر و مادرم به فدايت! خداوند مشكل وى را حل كرد. امام فرمود: آگاه باش اگر به برادر مسلمانت كمك كنى، اين كار از يك هفته طواف بر گرد خانه خدا در نزد من بهتر است.
سپس فرمود:
«ان رجلا اتى الحسن بن على(عليه السلام) فقال: بابى انت و امى اعنى على قضاء حاجة، فانتعل و قام معه، فمرّ على الحسين(عليه السلام) و هو قائم يصلى، فقال: اين كنت عن ابى عبدالله تستعينه على حاجتك قال: قد فعلت بابى انت و امى فذكر انه معتكف، فقال له: اما انه لو اعانك لكان خيراً من اعتكافه شهراً; مردى خدمت امام حسن مجتبى(عليه السلام) رسيد و عرض كرد: پدر و مادرم به فدايت! به من كمك كن تا مشكلم را حل كنم. حضرت كفشهايش را پوشيد و همراه آن مرد رفت تا مشكلش را حل كند. در بين راه به امام حسين برخورد كرد كه در حال نماز بود. به آن شخص فرمود: چرا از امام حسين(عليه السلام) براى حل مشكلات كمك نگرفتى؟ آن مرد عرض كرد: پدر و مادرم به فدايت! اين كار را كردم، ولى گفتند كه ايشان در حال اعتكاف است. امام حسن(عليه السلام) فرمودند: اگر ايشان مشكل تو را حل مى كرد، ثواب آن از يك ماه اعتكاف بيشتر بود».(2)
مرحوم محدّث قمى پس از نقل روايت فوق سؤال زيرا را مطرح مى كند: چرا امام حسين(عليه السلام) به سراغ حلّ مشكل آن شخص، كه ارزش آن از اعتكاف بيشتر بود، نرفت؟
و در پاسخ، احتمالاتى را مطرح مى كند كه از جمله:
آن شخص مشكلش را با خود امام حسين(عليه السلام) مطرح نكرد، بلكه با يكى از خادمان آن حضرت مطرح نمود، و هنگامى كه متوجّه شد امام در حال اعتكاف است، به سراغ امام حسن(عليه السلام) رفت.
به هر حال اين حديث زيبا نيز علاوه بر اهميّت فراوان ارزش كمك به ديگران، اشاره به اعتكاف امام حسين(عليه السلام) دارد.

________________________________________
1 . بخشى از اين روايات در مستدرك الوسائل، ج 7، ص 569 آمده است.
2 . سفينة البحار، واژه «حوج». حديث مذكور بصورت كوتاه در مستدرك الوسائل، ج 7، ص 656 نيز آمده است، با اين تفاوت كه به جاى «خيراً من اعتكافه شهراً» (خيراً له من اعتكاف ثلاثين سنة) آمده است.