اعتكاف در اديان ديگر
مرحوم علاّمه حلّى(رحمه الله) معتقد است كه اعتكاف اختصاص به اسلام ندارد، بلكه در اديان الهى گذشته نيز بوده است. ايشان در جلد اوّل كتاب تذكرة الفقها، صفحه 284 در ابتداى مبحث اعتكاف مى فرمايد:
«و هو مشروع فى شريعتنا و الشرايع السابقة و مستحب باجماع العلماء; اعتكاف در اسلام و ديگر اديان الهى تشريع شده، و به اتّفاق تمام علما و دانشمندان اسلامى از مستحبّات است».
براى اين مطلب مى توان به شواهد و قرائنى استناد جست:
1ـ برخى، از آيه 125 سوره بقره استفاده كرده اند كه مخاطب اوّليه اعتكاف دو پيامبر بزرگ يعنى حضرت ابراهيم و اسماعيل(عليهما السلام)بوده اند، زيرا در آيه مذكور مى خوانيم:
«(وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَنْ طَهِّرَا بَيْتِي لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ); و ما به ابراهيم و اسماعيل امر كرديم كه خانه مرا براى طواف كنندگان و عاكفين و ركوع كنندگان و سجده كنندگان پاكيزه كنيد».
مطلب مذكور نشانه خوبى بر كلام علاّمه حلّى است، مشروط بر اينكه واژه عاكفين در آيه مورد بحث به معناى اعتكاف مصطلح باشد، همانگونه كه برخى از مفسّران قرآن و فقهاى اسلام چنين برداشت كرده اند. امّا اكثر مفسّران و فقيهان واژه مذكور را به مجاوران و ساكنان مكّه تفسير كرده اند، كه در اين صورت آيه شريفه ارتباطى به اعتكاف نخواهد داشت.
2ـ در كتاب المفصل فى تاريخ العرب، جلد 6، صفحه 509 پيرامون اعتكاف پيروان آيين حنيف آمده است:
«اعتكاف در غارها و بيابانها و كوهها، به عدّه اى از حنفا نسبت داده شده است. اهل اخبار و تاريخ ذكر كرده اند كه آنان در جاهاى خلوتى، كه از مردم دور باشد، به اعتكاف پرداخته و خود را در آن مكان محبوس مى كردند، و جز براى نيازهاى شديد، و ضرورت، از آن خارج نمى شدند. و در آن اماكن به عبادت و تأمّل و تفكّر در هستى پرداخته، و در جستجوى راستى و حقيقت بودند. سپس در آن اماكن خاموش و آرام مثل غار حرا، به عبادت مشغول مى شدند».(1)
اين مطلب شاهد خوبى بر وجود اصل اعتكاف بصورت اجمالى در پيش از اسلام است. امّا اينكه چه شرايط و آدابى داشته، و آيا مطابق دستور انبيا و اوليا انجام مى شده يا نه؟ روشن نيست.
3ـ طبق آنچه مرحوم مجلسى از طبرسى(رحمه الله) نقل كرده، حضرت سليمان(عليه السلام) اعتكافهاى طولانى داشته است. توجّه كنيد:
«ان سلميان(عليه السلام) كان يعتكف فى مسجد بيت المقدس السنة، و السنتين، و الشهر و الشهرين و اقل و اكثر و يدخل فيه طعامه و شرابه و يتعبّد فيه; حضرت سليمان همواره در مسجد بيت المقدّس معتكف مى شد. گاه يكسال، گاه دو سال، گاه يك ماه و گاه دوماه و گاه كمتر و بيشتر از اين مدّت طول مى كشيد. و در مدّت اعتكاف مشغول عبادت بود، و آب وغذا برايش مى آوردند تا از مسجد خارج نشود».
و در ادامه تصريح مى كند كه آن حضرت به هنگام مرگ در حال اعتكاف بود.(2)
4ـ مرحوم ابن ادريس معتقد است كه حضرت موسى(عليه السلام) در مدّت چهل روزى كه براى گرفتن كتاب آسمانى به كوه طور عزيمت كرده
بود، روزه گرفته، و در حال اعتكاف بود.(3) بنابراين اعتكاف در آيين حضرت موسى(عليه السلام) نيز مشروع بوده است.
5ـ مرحوم علاّمه مجلسى(رحمه الله) داستانى از اعتكاف حضرت الياس در جلد 13، بحارالانوار، صفحه 403 نقل كرده است.
6ـ عبدالله بن عمر از پدرش عمر بن خطّاب نقل مى كند كه به رسول خدا عرض كردم: من در زمان جاهليّت نذر كردم كه در مسجدالحرام معتكف شوم. آيا عمل به چنين نذرى لازم است؟ حضرت رسول فرمودند:
«اوف بنذرك; به نذرت عمل كن».(4)
از حديث فوق استفاده مى شود كه اعتكاف در عصر جاهليّت و قبل از ظهور اسلام امر رايجى بوده است.
و لكن اين روايت قابل استدلال نيست زيرا عبارتهاى آن به صورتهاى مختلف نقل شده است. مثلا در همان مأخذ و در همان صفحه در روايت ديگرى كلمه «ليلة» اضافه شده است. يعنى «در عصر جاهليّت نذر كردم كه يك شب معتكف شوم» در حاليكه مى دانيم اعتكاف كمتر از سه روز از نظر اسلام امكان پذير نيست. و در نقل ديگرى در همان كتاب و همان صفحه آمده است كه قبل از مسلمان
شدن چنين نذرى كردم و پس از اسلام آوردن حكم آن را از پيامبر(صلى الله عليه وآله)پرسيدم و حضرت فرمود: «به نذرت عمل كن» و اين مطلب دلالت ندارد كه نذر او قبل از اسلام بوده است، زيرا عمر از اوّلين كسانى نبود كه اسلام را پذيرفت. شايد نذر او پس از ظهور اسلام و قبل از مسلمان شدن وى بوده است. و در جلد چهارم، السنن الكبرى، صفحه 317 به جاى «فى الجاهلية» «فى الشرك» آمده است.
بنابراين با توجّه به عبارات مختلف حديث مذكور، نمى توان در اين بحث به آن استدلال كرد. مخصوصاً كه نذرهاى در حال شرك پس از اسلام آوردن قابل عمل نيست، و لهذا مرحوم سيّد مرتضى در كتاب المسائل الناصريات، عبارت «فى الجاهلية» را بر زمانى كه مسلمانان به مدينه هجرت كردند و اعتكاف تشريع شد و عمر چنين سؤالى را مطرح كرد، حمل كرده است. بنابراين منظور عمر زمان اقامت وى در مكّه بوده است، يعنى هنگامى كه هنوز مكّه فتح نشده بود، و مردم مكّه در حال و هواى دوران جاهليّت به سر مى بردند.(5)
بنابراين حديث مذكور، گذشته از اينكه از نظر سند محلّ گفتگوست، دلالتى بر رواج اعتكاف قبل از اسلام ندارد.
نتيجه اينكه از مجموع ادلّه ششگانه ـ هر چند برخى از آنها را
نپذيرفتيم ـ استفاده مى شود كه اعتكاف اختصاص به اسلام ندارد، واجمالا در برخى از شرايع و اديان گذشته نيز وجود داشته است.

________________________________________
1. خلوت انس، ص 31 .
2. بحارالانوار، ج 14، ص 141 .
3. بحارالانوار، ج 86، ص 38 .
4. السنن الكبرى، ج 4، ص 76 .
5. سلسلة الينابيع الفقهيه، ج 6، ص 119 .